قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1503

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال دويست و ششم و دويست و هفتم از رحلت خير البشر و در سال دويست و ششم از رحلت خير البشر ، توفيل بن ميخائيل ، ملك روم ، [ با ] لشكرى آراسته متوجّه بلاد اسلام گشت و در حوالى طرسوس رسيده خلقى بسيار از مسلمانان به قتل رسانيد و هزار و ششصد نفر از مسلمانان اسير گرفت و به مأمون كتابتى درشت نوشت . مأمون به مجرّد مطالعهء آن كتابت در ساعت متوجّه بلاد روم گشت و برادرش ابو اسحاق بن الرّشيد همراه بود . توفيل چون از توجّه مأمون خبر يافت فرار برقرار اختيار نمود و مأمون بسيار قلاع و بلاد فتح كرد حتى آنكه ابو اسحاق بن الرّشيد به نفس خود سى قلعهء روم را فتح نمود و خلقى بسيار از روميان به بند اهل اسلام افتاد . و در اين يورش ، مأمون يحيى بن اكثم را با لشكرى بسيار به جانب ولايت طوانهء روم فرستاد . يحيى در آن حدود خلقى بسيار را به قتل رسانيد و اسير بىنهايت گرفت و قلاع حصينه فتح نمود . اين نوبت نيز مأمون مظفّر و منصور مراجعت نموده در دمشق قرار گرفت . و طوانه ، شهرى است در حدود مصيصهء روم داخل در اقاليم خامس . و مأمون بعد از گرفتن آن ولايت حكم فرمود كه در دور طوانه حصارى محكم يك ميل در يك ميل بنا كنند و لشكرى كارآمد در آنجا نگاه دارند و هنوز اين حصار به اتمام نرسيده بود كه ايام روزگار مأمون به اتمام رسيد ؛ چنانچه عن قريب مبيّن خواهد گشت . ان شاء اللّه تعالى . القصّه ، چون در دمشق قرار گرفت خبر رسيد كه در ماه شعبان عبدوس فهرى در مصر خروج كرده نايبان ابو اسحاق بن الرّشيد را بعضى را به قتل رسانيد و بعضى گريخته از دست ايشان خلاص شدند و خلقى بسيار بر سر او جمع آمده . مأمون چون بر اين حال اطلاع يافت روز چهارشنبه چهاردهم شهر ذيحجّة الحرام متوجّه ديار مصر گشت و در اوّل محرّم سال دويست